قضاوت.. - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ ... ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ... ﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ ... ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ. ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ. ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ! ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ ...
اعتماد - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
بعضی چیزا.... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
بعضی چیزها هست که نمی توان آن ها را بازگرداند...bull; سنگ ..... پس از رها کردن!bull; حرف ...... پس از گفتن!bull; موقعیت...... پس از پایان یافتن!bull; زمان ...... پس از گذشتن!پس مواظب سنگی که پرتاب می کنی ...حرفی که می زنی...موقعیتی که داری باش...و مهم تر زمانی است که از دست می دهی ...
اوازقو - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
حق... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
کسی نمی تواند به طبیعت بگوید چرا زمستان شدی؟ چرا پاییز نماندی؟ کسی نمی تواند به برف بگوید که چرا آب شدی؟ یا اصلاً چرا آمدی که آب بشوی؟ کسی نمی تواند به زمین اعتراض کند که چرا انقدر سرد می شوی... کسی نمی تواند به پاییز بگوید که چرا دلگیری؟ چرا برگ ها را حرام می کنی؟ چرا زرد می شوی؟ چرا اخم می کنی؟ چر...
بعضی.... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
ضی دوستیها مثل قصه ی حضرت نوحه، از ترس طوفان با تو هستند...! بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت ابراهیمه، باید همه چیزتو قربانی کنی...! بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت موسی ست، یه کم که دور میشی ، یه گوساله جاتو میگیره..! اما بعضی دوستیها هم ، همون جوری هستند که در معنی هستند؛ کاش یاد بگیریم که فرق است بین دوس...
قدیما... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﻳﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩ ... ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﻣﻴﻨﺪﺍﺯﻳﻢ ﺑﻪ ﺳﻘﻒ ﻣﺤﻘﺮ ﺍﺗﺎﻗﻤﻮﻥ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ ﻣﯽﺷﻤﺮﻳﻢ! ﻗﺪﻳﻤﺎ ﻳﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﺳﻴﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﻴﺪ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻭ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ... ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﻭ ﺳﻪ ﺑﻌﺪﯼ ﻭ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎﯼ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮﯼ!! ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺍﮔﻪ ﻧﻮﻥ ﻭ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﻴﺸﺪ، ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﭘﺮﻳﺪﻳﻢ ﻭ ﺯﻧﮓ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺭﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺍﺯ ﺷﺒﺎﻧ...
مادرم.... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ مى ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﺯ ﻫﺮ کسی ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ی ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮقع ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﺗﻮقع ﻣﺎﭺ ﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﻭ ﺑﻐﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ! ﺍﻻﻍ ﮐﺎﺭﺵ ﺟﻔﺘﮏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﺳﮓ ﻫﻢ ﮔﺎهى ﮔﺎﺯ مى ﮔﯿﺮﺩ، ﮔﺎهى ﺩمى ﺗﮑﺎﻥ مى دهد. ﮔﺮﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ. ﺣﺎﻻ تو هی ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ مچ ﺑﮑﻦ ﺗﻮیِ ﮐﻮﺯﻩ یِ ﻋﺴﻞ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻫﻦ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﻧﺠﯿﺐ. ﺭﺍﺳﺖ مى ﮔﻮﯾﺪ ﺗﻮﻗﻌﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ...
پذیرش..... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
اگر به من بگويند زيباترين واژه ای که يادگرفتی چيست؟ ميگويم پذيرش است پذيرش يعنی: پذيرفتن شرايط با تمام سختی هاش پذيرش يعنی: پذيرفتن ادم ها با تمام نقص هاشون پذيرش يعنی: پذيرفتن اینکه مشکلات هست و بايد به مسير ادامه داد پذيرش يعنی: پذيرفتن اينکه گاهي من هم اشتباه ميکنم پذيرش يعنی: پذيرفتن اينکه من کا...
ساده که باشی.. - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
ساده که باشی... آدمهاخیلی زود دوستت میشوند و تو خیلی دیر میفهمی دشمنت بودند...... ساده که باشی.... آدمها با همه کمبودهایشان به غرورت حمله میکنند و باهمه غرورشان مچاله ات میکنند.... ساده که باشی.... آدمها تورا همیشه بازی میکنند و خودشان همیشه بازیگران پشت پرده میمانند.... ساده که باشی.... آدمها اوقات...
زندگی - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
زندگى موسیقى گنجشک هاست زندگى باغ تماشاى خداست... زندگى یعنى همین پرواز ها، صبح ها، لبخند ها، آواز ها... زندگی ذره ی کاهیست، که کوهش کردیم، زندگی نام نکویی ست، که خوارش کردیم، زندگی نیست بجز نم نم باران بهار، زندگی نیست بجز دیدن یار زندگی نیست بجز عشق، بجز حرف محبت به کسی، ورنه هر خار و خسی، زندگی ک...
پند.. - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
شهری كه همه در آن "می لنگند" به كسي كه "راست" راه می رود می خندند... ياد بگير تنها کسی كه لبخند تو را می خواهد "عكاس" است كه او هم "پولش" را می گيرد... به چیزی كه دل ندارد "دل نبند"... هرگز تمامت را برای کسی "رو نكن"... بگذار کمی "دست نيافتنی" باشی... آدم ها "تمامت" كه كنند، "رهايت" می كنند... و در ...
خدا - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
یک کلمه سه حرفی توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم همین که توی دلم خواندم سه عمودی یکی گفت بلند بگو گفتم یک کلمه سه حرفیه ازهمه چیز برتر است حاجی گفت: پول تازه عروس مجلس گفت: عشق شوهرش گفت: یار کودک دبستانی گفت: علم حاجی پشت سرهم گفت : پول، اگه نمیشه طلا،...
انسان - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
انسان با یک کلمه سقوط میکند و با یک کلمه به معراج میرود: کلمه میتواند تو را مشتاق کند مثل : "دوستت دارم" تو را ویران کند مثل : "از تو بیزارم" تو را تلخ کند مثل : "خسته ام" تو را سبز کند مثل : "خوشحالم" تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم" تو را سست کند مثل : "نمیتوانم" تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم" تو...
زندگی.. - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
زندگی فردا نيست، زندگی امروز است، زندگی قصه عشق است و اميد، صحنه ی غمها نيست. به چه می انديشی؟ نگرانی بیجاست، عشق اينجا و تو اینجا و خدا هم اينجاست، پای در راه گذار، راهها منتظرند، تا تو هر جا كه بخواهی برسی، پس رها باش و رها، تا نماند قفسی.
فدای سرت...... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد . اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد . تو چایت را بنوش . روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن. میتوانی غرور را کنار بگذاری و عشق زندگیت را به یک شام دونفره دعوت کنی. برای پرنده ها دانه بریزی و بعد، از دیدن نوک زدن آنها به دانه های گندم لذت ببری. میشود دقایقی را بر...
زمین.. - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
زمين بهشت مي شود روزيكه مردم بفهمند - هيچ چيز عيب نيست جز قضاوت ومسخره كردن ديگران...! - هيچ چيز گناه نيست جز حق مردم..! - هيچ چيز ثواب نيست جز خدمت به ديگران...! - هيچ كس اسطوره نيست الا در مهربانى و انسانيت...! - هيچ دينى با ارزش تر از انسانيت نيست...! - هيچ چيز جاودانه نمي ماند جز عشق...! - هيچ چ...
پند - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
خسرو شکیبایی : مردم منو میدیدن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مامانم میگفتم من دلم تکون خورده نه مخم . مادرم میگفت گور بابای مخ ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه , به خدا گفت , به همین زمین قسم گفت . - : مادرت نپرسید عاشق کی شدی ؟ نپرسید اسمش چیه ؟ خسرو شکیبایی : مادرا که از آدم چیزی نمیپرسن . همه چیو ...
اگر... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
چقدر زیباست: ﺍﮔﺮ ﮐﻠﯿﺪ ﻗﻠﺒﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ ، ﻗﻔﻠﺶ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ، ﺧﺮﺩﺵ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ ، ﺭﻫﺎﯾﺶ ﻧﮑﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﺗﻨﻔﺮ ، ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ، ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯ ﺑﺎ ﺁﺷﺘﯽ ، ﺁﺷﺘﯽ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽ ، ﺟﺪﺍ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﺮﺩ،ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﺩﻟﺖ ﻧﮑﻨﺪ !...
مادربزرگ - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 5:58
مادر بزرگ ادبیات مخصوص به خودش را داشت. به همبرگر می گفت همبرگرد، به سطل سلط، زبانش نمی چرخید به کبریت می گفت کربیت. خلاصه حرفهایش همیشه شادم میکرد... برای احوال پرسی كه زنگ مى زد، می گفت زنگ زده ام حالت را بگیرم. هیچوقت عادت نکردم به این جمله، بعد از شنیدنش لبخند می زدم، حالم خوب می شد. زنگ زده بود...